انواع پنیر Types of Cheese

ایبراهیمیه یا ایبراهیمی Ibrahimiya or Ibrahimi
از آیین های سری و غیر معروف در کوهستانهای شمال عراق که آگاهی چندانی از آن در دست
نیست.پیروان این آیین بیشتر در شهر تل عفر(Tal Afar-Tel Afar)در غرب موصل(Mosul)،و همچنین بشیر
(Bashir )،تیسین( Tisin)،تازا خورماتو(Taza khurmatu)،قارا تپه(Qara Tapa)،تاعوق(Ta'uq)،توز خورماتو
(Tuz Khurmatu) همراه با پیروان آیین صارلی(Sarli) یا صارلیه(Sarliyya) زندگی می کنند. این آیین با
فرق دینی و طرایق عرفانی موجود در آن حوالی، چون شبک(Shabak)،صارلیه(Sarliyya)،باجوران(یا
بجوران، باجوان، باجلان ،باجالان)، ماولیه،بابائیه، اسحاقیه،کاکائیه، و یزیدیه از جهاتی نزدیک است،اما به
سبب مجاورت با سه فرقه نخست، عقاید و آدابشان در یکدیگر تاثیر کرده و با هم در آمیخته است.
ابراهیمیه به ویژه با شبکها مشابهتهای بسیار دارد.
هویت قومی ابراهیمیه و دیگر گروههای نزدیک به آنان به درستی معلوم نیست، هرچند قراین موجود
بیش تر بر ترک بودنشان دلالت دارد و زبان اینان، همگی ترکی است، اما در آن عناصر کرمانجی،زازایی،
فارسی،سورانی و عربی را یافته است.کتاب مقدس آنان نیز به زبان ترکی است که می تواند تایید
دیگری بر هویت ترکی آنان باشد.
تسبح Rosary

تسبیح مسیحی
تسبیح(Tasbih)، سبحه(Subha)، مسبحه(misbaha ) یا مهره های دعا(Prayer Beads)دانه ها و مهره
های به رشته کشیده ای هستند که در ادیان و مذاهب مختلف مانند اسلام، رومن کاتولیک، مسیحیت
ارتدکس، بودائیسم، هندوئیسم ،سیخیسم و بهایی برای شمردن عدد تسبیحات ، ذکر و دعا ،مناجات(
chants) و نیایش ها(devotions) بکار میروند. همچنین از آنها برای مدیتیشن، محافظت در مقابل انرژی
های منفی و آرامش استفاده می کنند. تسبیح مسلمانان ۳۳ یا ۹۹(تعداد نامهای خداوند) مهره دارد.جاپا
مالا(Japa Mala) یا مالا(Mala)بوداییها ، هندوهای برهمن و سیخها معمولا ۱۰۸ مهره دارد.رزاری
مسیحیان کاتولیک و آنگلیکان از ۵۴ مهره+ ۵ مهره اضافی تشکیل شده است.رزاری مسیحیان ارتدکس از
۱۰۰ گره تشکیل شده ، آنها همچنین از طنابهای دعا(prayer ropes) با ۵۰ یا ۳۳ گره نیز استفاده
میکنند.رزاری از کلمه لاتین رزاریوم(rosarium)به معنی باغ رز گرفته شده است.
پیدایش تسبیح را به ادیان مسیحیت و همچنین هندویسم نسبت میدهند ولی به احتمال زیاد از دین
مسیحیت به سایر ادیان راه یافته است. یهودیان نیز تحت تاثیر مسیحیان از تسبیح استفاده
میکردند.امروزه اهمیت و اعتبار تسبیح در میان آنان تقریباً از بین رفته و فقط در روز سَبْت (شنبه ) و
روزهای مقدس ، عموماً برای سرگرمی و وقت گذرانی آن را در دست می گیرند. این تسبیح 32 یا 99
مهره دارد مسلمانان وهابی و مسیحیان پروتستان استفاده از تسبیح را شرک میدانند.

ماتروشکا یا ماتریوشکا Matryoshka

ماتروشکا یا ماتریوشکا(Матрёшка)،مجموعه ای از عروسکهای چوبی روسی هستند که به ترتیب اندازه
شان کاهش میابد و به ترتیب یکی پس از دیگری درون همدیگر قرار میگیرند. تاریخ عروسکهای ماتروشکا
به سال ۱۸۹۰ بر می گردد و الهام گرفته از عروسکهای سوغاتی ژاپنی است.این عروسکها یکی از
سوغاتهای کشور روسیه و همچنین سمبول فرهنگ روسیه میباشند.
ینی ایل ۱۳۸۸ (اینک ایلی) و نوروز بایرامئ
The New Year 1388 (Cow or Ox Year) and Nowruz Festival
Happy New Year and Nowruz
ینی ایل و نوروز بایرامئ قوتلو
سال نو و عید نوروز مبارک
ایلات و عشایر ایران Nomads of Iran


عشایر مازندرانی زبان الیکایی(علی کایی)
اکثر مردم و ملل ساکن ایران تا سالهای اخیر زندگی کوچ نشینی و عشایری داشته اند و بسیاری از
آنها به زور در زمان رضا خان یکجانشین شده اند ولی هنوز هم زندگی عشایری و ایلیاتی در ایران رواج
دارد.زندگی کوچ نشینی که بین تمام اقوام و ملل ساکن ایران رواج داشته نشان دهنده این موضوع می
باشد که اکثر مردم ایران مهاجران تازه وارد به کشور خالی از سکنه ایران بوده اند. عشایر ایران به ترتیب
استانی ذکر خواهند شد:
فرمهای شعری
شعر کانکریت یا شعر تجسمی(Concrete Poetry)
اصطلاح "شعر کانکریت یا شعر تجسمی" در اوایل دهه پنجاه میلادی همزمان توسط اوجین گومرینگر(
Eugen Gomringer) در سوئیس و اویویند فاهلستروم (Öyvind Fahlström) در سوئد به وجود آمد.شعر
کانکریت یا تجسمی مجموعه ای از کلمات،حروف یا سمبولهایی است که معنی آن هم به وسیله آنچه
می گوید و هم به وسیله شکل ظاهریش استخراج میشود. در اوایل قرن ۱۷ میلادی نیز شاعرانی مانند
جرج هربرت (George Herbert) شعر کانکریت یا تجسمی را تجربه کرده اند.بعضی از شعرهای کانکریت یا
تجسمی از کلمات استفاده نمی کنند; و به جای آن سمبولهای تصویری برای خوانده شدن کنار هم
چیده میشوند.شعر تجسمی زیر با نام "قو و سایه"(Swan and Shadow)از جان هلندر(John Hollander) میباشد:
Dusk
Above the
water hang the
loud
flies
Here
O so
gray
then
What A pale signal will appear
When Soon before its shadow fades
Where Here in this pool of opened eye
In us No Upon us As at the very edges
of where we take shape in the dark air
this object bares its image awakening
ripples of recognition that will
brush darkness up into light
even after this bird this hour both drift by atop the perfect sad instant now
already passing out of sight
toward yet-untroubled reflection
this image bears its object darkening
into memorial shades Scattered bits of
light No of water Or something across
water Breaking up No Being regathered
soon Yet by then a swan will have
gone Yes out of mind into what
vast
pale
hush
of a
place
past
sudden dark as
if a swan
sang