ایبراهیمیه یا ایبراهیمی Ibrahimiya or Ibrahimi
از آیین های سری و غیر معروف در کوهستانهای شمال عراق که آگاهی چندانی از آن در دست
نیست.پیروان این آیین بیشتر در شهر تل عفر(Tal Afar-Tel Afar)در غرب موصل(Mosul)،و همچنین بشیر
(Bashir )،تیسین( Tisin)،تازا خورماتو(Taza khurmatu)،قارا تپه(Qara Tapa)،تاعوق(Ta'uq)،توز خورماتو
(Tuz Khurmatu) همراه با پیروان آیین صارلی(Sarli) یا صارلیه(Sarliyya) زندگی می کنند. این آیین با
فرق دینی و طرایق عرفانی موجود در آن حوالی، چون شبک(Shabak)،صارلیه(Sarliyya)،باجوران(یا
بجوران، باجوان، باجلان ،باجالان)، ماولیه،بابائیه، اسحاقیه،کاکائیه، و یزیدیه از جهاتی نزدیک است،اما به
سبب مجاورت با سه فرقه نخست، عقاید و آدابشان در یکدیگر تاثیر کرده و با هم در آمیخته است.
ابراهیمیه به ویژه با شبکها مشابهتهای بسیار دارد.
هویت قومی ابراهیمیه و دیگر گروههای نزدیک به آنان به درستی معلوم نیست، هرچند قراین موجود
بیش تر بر ترک بودنشان دلالت دارد و زبان اینان، همگی ترکی است، اما در آن عناصر کرمانجی،زازایی،
فارسی،سورانی و عربی را یافته است.کتاب مقدس آنان نیز به زبان ترکی است که می تواند تایید
دیگری بر هویت ترکی آنان باشد.
تسبح Rosary

تسبیح مسیحی
تسبیح(Tasbih)، سبحه(Subha)، مسبحه(misbaha ) یا مهره های دعا(Prayer Beads)دانه ها و مهره
های به رشته کشیده ای هستند که در ادیان و مذاهب مختلف مانند اسلام، رومن کاتولیک، مسیحیت
ارتدکس، بودائیسم، هندوئیسم ،سیخیسم و بهایی برای شمردن عدد تسبیحات ، ذکر و دعا ،مناجات(
chants) و نیایش ها(devotions) بکار میروند. همچنین از آنها برای مدیتیشن، محافظت در مقابل انرژی
های منفی و آرامش استفاده می کنند. تسبیح مسلمانان ۳۳ یا ۹۹(تعداد نامهای خداوند) مهره دارد.جاپا
مالا(Japa Mala) یا مالا(Mala)بوداییها ، هندوهای برهمن و سیخها معمولا ۱۰۸ مهره دارد.رزاری
مسیحیان کاتولیک و آنگلیکان از ۵۴ مهره+ ۵ مهره اضافی تشکیل شده است.رزاری مسیحیان ارتدکس از
۱۰۰ گره تشکیل شده ، آنها همچنین از طنابهای دعا(prayer ropes) با ۵۰ یا ۳۳ گره نیز استفاده
میکنند.رزاری از کلمه لاتین رزاریوم(rosarium)به معنی باغ رز گرفته شده است.
پیدایش تسبیح را به ادیان مسیحیت و همچنین هندویسم نسبت میدهند ولی به احتمال زیاد از دین
مسیحیت به سایر ادیان راه یافته است. یهودیان نیز تحت تاثیر مسیحیان از تسبیح استفاده
میکردند.امروزه اهمیت و اعتبار تسبیح در میان آنان تقریباً از بین رفته و فقط در روز سَبْت (شنبه ) و
روزهای مقدس ، عموماً برای سرگرمی و وقت گذرانی آن را در دست می گیرند. این تسبیح 32 یا 99
مهره دارد مسلمانان وهابی و مسیحیان پروتستان استفاده از تسبیح را شرک میدانند.

ایلات و عشایر ایران Nomads of Iran


عشایر مازندرانی زبان الیکایی(علی کایی)
اکثر مردم و ملل ساکن ایران تا سالهای اخیر زندگی کوچ نشینی و عشایری داشته اند و بسیاری از
آنها به زور در زمان رضا خان یکجانشین شده اند ولی هنوز هم زندگی عشایری و ایلیاتی در ایران رواج
دارد.زندگی کوچ نشینی که بین تمام اقوام و ملل ساکن ایران رواج داشته نشان دهنده این موضوع می
باشد که اکثر مردم ایران مهاجران تازه وارد به کشور خالی از سکنه ایران بوده اند. عشایر ایران به ترتیب
استانی ذکر خواهند شد:
یهودیان مشهور ایران Famous Iranian Jews

استر و مردخای
منوچهر آذری: طنز پرداز رادیو و تلویزیون
پرویز اذکایی: نویسنده
استر:ملکه دوران هخامنشی
حاج حبیب القانیان:مؤسس شرکت پلاستیکسازی پلاسکو و کارخانجات صنعتی و تولیدی مرکب در ایران
میرزا ابوالحسن خان ایلچی: اولین فراماسونر ایران
بالاخان:استاد تار در دوران قاجار و پدر مرتضی خان نی داوود
بابایی بن لطف کاشانی:شاعر
سلیمان بینافرد:کشتی گیر
سید محمدعلی جمالزاده: نویسنده
سلیمان حییم: اولین لغت نامه نویس ایران به سبک جدید
یونس(یونا)دردشتی: موسیقیدان
لک ها Lak People or Laks

لک های قفقاز
لک ها نام دو گروه از اقوامی هستند که در جمهوری داغستان،ایران ،ترکیه،عراق، آذربایجان و... زندگی
می کنند.لک ها اکثرا مسلمان(شیعه،سنی) و اهل حق هستند.زبان مردم لک در قفقاز لکی می باشد
که جز زبانهای قفقازی محسوب می شود ولی اکثر لکها ی خارج از قفقاز به زبان لکی ای صحبت می
کنند که به زبان سانسکریت شباهت دارد.تعدادی از لک ها نیز به زبان ترکی تکلم می کنند.لک ها نیز
مانند سایر ملتهای منطقه از پیوند اقوام مختلف تشکیل شده اند.
فارس ها The Persians, Persian or Fars People

فارسها یکی از اقوام ساکن ایران،افغانستان، تاجیکستان ، هندوستان، چین و تانزانیا هستند که به
صورت پراکنده در نقاط مختلف دنیا نیز زندگی می کنند.کلمه "فارس" فقط در ایران به گروه قومی خاص
اطلاق میشود و در سایر کشورها نامهای متفاوتی برای نامیدن فارس ها استفاده می شود.اکثر فارس
ها مسلمان (شیعه-سنی)و تعدادی نیز اهل حق ،زرتشتی ،بهایی، مسیحی، یهودی ، و... هستند.
فارسها از پیوند نژادهای مختلف تشکیل شده اند ، بنابراین از نظر ظاهری یکسان نیستند و در بین آنها
سفیدپوست، زردپوست، سیاه پوست دیده می شود ولی اکثرا مخلوطی از این سه نژاد می باشند.
فارس ها یک قوم یا ملت جدید هستند و ربطی به پارس های باستان که فرقه ای یهودی بودند ندارند.
چرکس ها یا مردم آدیغهCircassians or Cherkessians or Adyghe people

چرکس ها یا مردم آدیغه(Adyghe people)یکی از اقوام قفقازی هستند که در معنای وسیع کلمه شامل
کاباردین ها (Kabardins)،شاپسوگها(Shapsugs)نیز میشوند که در جمهوری کاراچای-چرکسیا(Karachay
-Cherkessia )روسیه،جمهوری آدیغه(Adygeya)روسیه،جمهوری کاباردینو-بالکاریا(Kabardino-Balkaria)
روسیه،کراسنودار کرای(Krasnodar Krai)روسیه، کوزوو(Kosovo)،مولداوی،آلمان،هلند،ترکیه ،اردن
،سوریه،فلسطین، ایران،لبنان،مصر، افغانستان و آمریکا زندگی میکنند.اکثر چرکسها مسلمان سنی
هستند و تعدادی نیز مسیحی ارتدکس میباشندو به زبان های چرکس(Cherkes)یا همان کوبان-زلنچوک
کاباردین(Kuban-Zelenchuk Kabardian)، آدیغه ای( Adygean)و کاباردین(Kabardian)صحبت میکنند.در
دوران قدیم مردان چرکس به جنگاوری و زنان چرکس به زیبایی مشهور بودند.
بیشنویی ها و جنبش چیپکو Bishnoïs and Chipko Movement
![]()
گورو جامبهشوار جی
بیشنویی ها
بیشنویی ها یا ویشنویی ها( Bishnoïs or Vishnoïs بیش به معنی بیست و نویی به معنی نه)یکی از
اولین طرفداران محیط زیست در هندوستان هستند.آنها هندوهایی هستند که از بیست ونه اصل وضع
شده توسط گورو پیروی میکنند. آنهابه طور مذهبی از قوانین حفاظت از محیط زیست و حیات
وحش پیروی میکنند.آنها گیاهخوار هستند و نسبت به هر نوع و فرم زیست احترام میگذارند(آهیمسا
Ahimsa).گورو جامبهشوار جی(Guru Jambheshwar Ji)مقدس در سال ۱۴۸۵ دو اصل حفاظت از محیط
زیست را بر آنها اجباری کرده است:"درختان سبز را نبرید" و "نسبت به تمام موجودات زنده مهربان
باشید".آنها بیشتر در جودهپور(Jodhpur)و بیکانر(Bîkâner) ایالت راجستان(Rajasthan) و به مقیاس کمتر
در ایالت هاریانا (Haryana) زندگی میکنند.

آمریتا دوی و جنبش چیپکو
در سال ۱۷۷۸یا۱۷۳۰راجا آبهای سینگ (Abhay Singh) پسر راجا آجیت سینگ(Ajit Singh) دستور داد
برای فراهم کردن هیزم برای پختن آهک مورد نیاز برای ساخت قصرش در جودهپور در ایالت
راجستان درختان خجاری(Khezri-Khejari)یک روستای بیشنویی به نام خجارلی(Khejarli)را قطع
کنند.تیمی به سرپرستی گیردهاری داس حکیم (Girdhari Das Hakim)مامور این کار شد.آمریتا دوی(
Amrita Devi)بانوی بیشنویی وقتی صدای تبرهای ماموران حاکم را شنید سعی کرد آنها را از اینکار منع
کند ولی آنها قبول نکردند. آمریتا و مردمان بیشنویی دیگر به جلوی درختان پریدند و آنها را بغل کردند آنها
با این کار جلوی قطع درختان را گرفتند.تعدادی از بیشنویی ها کشته شدند.در بعضی از منابع آمده است
که آمریتا نیز در این واقعه کشته شد!
در قرن بیستم،دولت هندوستان روستای آمریتا،خجارلی،را به صورت یادواره محیط زیستی درآورد.در دهه
ی ۷۰ میلادی جنبش مردمی ای در هندوستان که جنبش چیپکو (چیپکو به معنی بغل کردن،بغل کردن
درختان)یا جنبش افرادی که درختان را بغل میکنند(Tree Huggers)نامیده شد به یاد کارهای آمریتا به
وجود آمد.گروههای چیپکو در سراسر هند تلاش میکنند که ازدرختان و جنگلها محافظت بکنند.بعضی وقتها
آنها درختان را مانند آمریتا و دوستانش بغل میکنند.امروزه این جنبش در سراسر جهان شناخته شده
است!
همشنی ها Hemshin or Hemshinli People, Hamshenis

همشنی ها در لباس سنتی
همشنی ها تعدادی از مردمانی از گروههای مختلف هستند که در گذشته و حال به منطقه همشین (
Hemşin)واقع در منطقه شرقی ترکیه در کنار دریای سیاه در استان ریزه(Rize Province) نسبت داده شده
اند.همشنی ها در زبان ترکی همشینلی (Hemshinli (Turkish: Hemşinli و در زبان ارمنی
هومشنتسی(Homshentsi (Armenian: Համշենիنامیده میشوند.جوامع متمایزی با نام قومی یکسان
یعنی همشنی در اطراف هوپا(Hopa) ترکیه ،در همشین(Hemşin)ترکیه،و همچنین در قفقاز وجود دارد
که تقریبا از وجود یکدیگر بی اطلاع هستند.
*همشنی ها یا همشینلی های خود همشین (The Hemshinli of Hemshin proper ) که گاهی
همشینلی های غربی(Western Hemshinli)نیز نامیده میشوند،مسلمانان سنی مذهب و ترک زبانی
هستند که در مناطق چاملی همشین(Çamlihemşin )و همشین(Hemşin)استان ریزه (Rize Province)
ترکیه زندگی میکنند.
*همشنی ها یا همشینلی های هوپا(The Hopa Hemshinli )که گاهی همشینلی های شرقی(
Eastern Hemshinli )نیز نامیده میشوند،مسلمانان سنی مذهبی هستند که بیشتر در مناطق هوپا(
Hopa)و بورچکا(Borçka)استان آرتوین (Artvin Province)ترکیه زندگی میکنند.آنها علاوه بر زبان ترکی، به
لهجه ای از ارمنی غربی که در زبان خودشان هومشتسما (Homshetsma)و در ترکی همشینجه(
Hemşince)نامیده میشود نیز صحبت میکنند.
*همشنی ها یا هومشنتسیک(Homshentsik)که گاهی هومشنتسیک شمالی(Northern
Homshentsik )نیز نامیده میشوند،مسیحیانی هستند که در آبخازیا( Abkhazia)و کراسنودار کرای(
Krasnodar Krai)روسیه زندگی میکنند.آنها نیز به هومشتسما(Homshetsma)صحبت میکنند.همچنین
همشینلی های مسلمان در آبخازیا و کراسنودار کرای نیز زندگی میکنند و نیز نشانه هایی از همشینلی
ها بین ترکهای مسختی(Meskhetian Turks) دیده میشود.
آسوری ها یا آشوری ها Assyrians
آسوری ها یا آشوری ها در لباس سنتی
آسوری ها یا آشوری ها یکی از اقوام سریانی زبان هستند که در کشورهای عراق ، ایران، ترکیه،
سوریه، لبنان،آمریکا،روسیه،گرجستان،ارمنستان و... ساکن میباشند.آسوری ها یا آشوری های ایران
بیشتر ساکن شمال غرب ایران،منطقه آذربایجان،و به صورت پراکنده در دیگر نقاط ایران ،آسوری ها یا
آشوری های عراق بیشتر ساکن شمال عراق،آسوری ها یا آشوری ها ی سوریه بیشتر ساکن شمال
شرق سوریه، منطقه الحسکه،وآسوری ها یا آشوری های ترکیه بیشتر در شرق و جنوب شرق این
کشورساکن هستند. مارونی های لبنان نیز جز سریانی ها و آشوری ها هستند.
بیشتر آسوری ها یا آشوری ها مسیحی و پیرو کلیسای ارتدکس سریانی،کلیسای کاتولیک
سریانی،کلیسای شرق آشوری، کلیسای کاتولیک کلدانی،کلیسای انجیلی آشوری و... هستند.اما در
حوالی سلماس آسوری ها یا آشوری هایی زندگی میکنند که یهودی اندو به لهجه خاص خود، آرامی
یهودی سخن میگویند .آسوری ها یا آشوری ها به نوع مدرنی از زبان سریانی (Syriac) یا همان زبان
آرامی شرقی(Eastern Aramaic language )صحبت میکنندکه در زبان خودشان سورث(Soureth)یا
سورویو(Suryoyo)نامیده میشود.
آسوری هاخود را از نسل آشوریان کهن میدانند، این در حالیست که آشوریان باستانی، قوم و کشور
خود را اشّور مینامیدند، اما آسوری ها خود را سورایی . اسّورایی ، و اثورایی مینامند، که نام اخیر
بیشتر به آسوری های کوهستاننشین اطلاق میشود . گروهی برآنند که نام آسوری برای این قوم
سریانی زبان عنوان جعلی است و به قول فیلیپ حتّی، مبلغین آنگلیکن این نام را رواج دادند، و در آن
زمان مورد پذیرش رهبران قوم نیز قرار گرفت .زبان آسوری ها نیز دنباله زبان آشوریان باستان نیست،
بلکه خویشاوندی دوری با آن دارد!
گرجی ها Georgians
|
|
گرجی ها در لباس سنتی
گرجی ها( ქართველები, kartvelebi)یکی از اقوام قفقازی هستندکه بیشتر در کشور گرجستان
متمرکز شده اند.گرجیها علاوه بر گرجستان در کشورهای ترکیه،روسیه،آمریکا،ایران،آذربایجان و... نیز
زندگی میکنند. بیشتر گرجی ها مسیحی و پیرو کلیسای ارتدوکس گرجی (Georgian Orthodox Church)
هستند.همچنین جوامع گرجی های مسلمان در کشورهای ترکیه ،ایران،آذربایجان و جمهوری خودمختار
آجارای گرجستان(Georgia’s autonomous republic of Adjara)و جامعه گرجی های کاتولیک نیز وجود
دارند.
در منابع یونانی-رومی(Greco-Roman)،گرجی ها ی شرقی، ایبری های قفقازی(Caucasian Iberians)
،تیبری ها یا تیبرانی ها( Tiberians or Tiberanians) و گرجی های غربی ،کلخی ها(Colchians)نامیده
میشدند.ولی در کل یونانیان باستان با مشاهده سخت کوشی گرجی ها بدانها نام گئورگوس(جرج)
یعنی کشاورز و کشتگر دادند و اکنون گرجی ها در جهان با نام جورجن (Georgian ) و سرزمینشان
جرجیا(Georgia) شناخته میشوند. اما گرجی ها خود را کارتولبی(Kartvelebi , ქართველები)،
سرزمینشان را ساکارتولو(Sakartvelo ,საქართველო)و زبانشان را کارتولی(Kartuli ,
ქართული)مینامند.
کوره سنّی ها یا کوره سنلی ها Kuresunnis

روستای کوره سنّی نشین گجین-ارومیه
نام کوره سنّی ها یا کوره سنلی ها به صورت های مختلف تلفظ میشود:کوره سونّی،کوره سنّی(
Kuresunni) ، کرا- سنّی(Kora-sonni)،کۆره سۆنلی(Küresünli )،کۆره سۆنّئ(Küresünnı)،کره سنّی(
koresonni) ، کۆره سینلی(Küresinli) ،کۆره سۆنلۆ(Küresünlü)،کۆره سۆنّی(Küresünni)،کۆره سۆنّۆ(
Küresünnü ) کوره سنّی ها یا کوره سنلی ها یکی از اقوام ساکن ترکیه و ایران هستندکه در آذربایجان
ایران و شرق ترکیه زندگی میکنند. در ایران در شهرهای ارومیه،خوی،سلماس،پیرانشهر،مهاباد،نقده
،اشنویه و روستاهای اطراف این شهرها و در ترکیه در شهرهای وان(Van)،باشکالا ،چالدیران،آحلات
،ازالپ،کاستامونا،موش و روستاهای اطراف این شهرها ساکن هستند.البته با گذشت زمان در دیگر نقاط
ایران و ترکیه نیز ساکن شده اند.
کوره سنّی ها یا کوره سنلی ها یکی از اقوام ترک آذربایجانی و از شاخه ی اوغوز میباشند که از منطقه
گیره سون(Giresun)ترکیه میایندبه همین دلیل کوره سونلی(گیره سونلی)نامیده
میشوند.کوره سنّی ها یا کوره سنلی ها قبل از صفوی ها در اطراف در یای سیاه می زیستند و یکی از
اقوام چپنی ها هستند و بخاطر داشتن عقیده صوفیگری (طریقت) بعضی وقت ها با حاکم وقت عثمانی
اختلاف سلیقه داشتند . احتمالا بدین سبب یواش یواش آنجا را ترک می کنند .البته در مورد کوره
سنّی ها یا کوره سنلی ها نظریات مختلفی ارائه میشودکه یکی از آنها کتابی است در ارتش ترکیه که
می نویسد چگونگی زمان آنها مشخّص نیست ودر باره آنها گفته می شود شاید از خراسان به ترکیه
آمده باشند واز آنها به اسم خراسانلی نام برده است. خود کوره سنّی ها یا کوره سنلی ها معتقدند که
آنها از بقایای آذربایجانیهایی هستند که در زمان صفویه به مذهب شیعه نگرویدند.
دینشان اسلام و مذهبشان اکثرا شافعی و در بعضی نقاط مانند قولنجی حنفی میباشد.زبانشان مابین
زبان آذربایجان و آناتولی میباشد.تعداد کوره سنّی ها یا کوره سنلی ها در ایران بیش از دویست هزار نفر
میباشد.تعدادی از کرد زبانهای ساکن آذربایجان غربی و همچنین ترکیه ،در حقیقت ترکهای کوره سنّی
کرد زبان شده هستند.
شبک ها Shabaks ,Shebeks or Shabak People
زیارتگاه زین العابدین در روستای علی رش
شبک ها یکی از اقوام عراق هستند که در استان نینوا (Ninawa)سکونت دارند. زبان آنها شبکی(
Shabaki) است که به زبان زازاکی(Zazaki) شبیه است و عناصر ترکی،کردی،زازاکی،عربی،و فارسی نیز
در آن وجود دارد.بعضی آنهارا ازبقایای ترکمانان آق قویونلو وقاراقویونلو دانسته اند و بعضی آنها را
زازادانسته اند.در ۳۵ روستای شرق موصل(Mosul)پراکنده اند.آنها را جزو غلاه شیعه به حساب آورده
اند.در مذهب شبک ها عناصری از اسلام ، مسیحیت و سایر مذاهب وجود دارد.قرابتی نیز بین مذهب
شبک ها،یزیدی هاو اهل حق وجود داردو شبک ها به زیارت عبادتگاهها و مکانهای مقدس
یزیدی هامیروند. مشهورترین زیارتگاه شبک ها زیارتگاه زین العابدین(Zeen Al-Abedeen Shrine )در
روستای علی رش(ALi Rash village) است.
نام کتاب مقدس شبک ها بویروک(Buyruk) نام دارد که به زبان محاوره ای ترکمانان عراقی نوشته شده
است.شبک ها از سه فرقه یا طایفه(ta'ifs or sects) تشکیل شده اند:باجالان (The Bajalan)،
زنگنه(The Zengana)،و خود شبک (The Shabak proper).
آنوسی ها Anusim
یک یهودی اشکنازی در کنار یک دختر یهودی ایرانی(میزراهی)
آنوسی ها
اهل حق(یارسان-گوران)

مقبره سلطان اسحاق
اهل حق،یارسان، گوران ( Goran ،Yarsan ،Ahl-e Haqq)یک مذهب سری و باطنی است.اهل حق بمعنی "اهل حقیقت" و "مردان حق،مردان خدا" است.این مسلک در اواخر قرن ۱۴ توسط " سلطان اسحاق" ایجاد شده است . پیروان آن بیشتر در ایران و عراق زندگی میکنند.معتقدان به این مسلک در ایران بیشتر از طوایف گوران(قالخانی و سنجابی)هستند که درکرمانشاه زندگی میکنند و در عراق پیروان این مذهب بیشتر در اطراف کرکوک ساکن هستند.
بیشتر پیروان این مذهب از نژاد گوران ( یا اورامی هستند که همراه با زازاها(دیملی ها) از دیلمان به غرب ایران ، عراق و ترکیه کوچیده اند)و لک میباشند.تعداد کمی از پیروان این مذهب نیز از نژاد کرد ، لر ، آذربایجانی ، فارس و عرب هستند.
ملک طاووس
یزیدیها(Yazidis)
در شمال غرب عراق (بیشتر در اطراف موصل و مغرب آن در ناحیهٔ سنجار) ،قفقاز ،سوریه (حلب)، ترکیه (دیاربکر)، ایران (کرمانشاه) و آلمان (به صورت پناهنده) قومی زندگی می کنند که بنا بر عقايد مذهبی شان يزيدی (Yazidi) خوانده می شوند.
اگرچه آماری رسمی و مشخص در مورد آنان در دست نیست، اما شمار آنان در مجموع این کشورها تا صد و پنجاه هزارنفر برآورد میشود که اکثر آنان در عراق زندگی میکنند.
یزیدیان، قرنها در این سکونتگاهها در روستاهای دورافتاده و در انزوا زیستهاند و همسایگان مسلمان و مسیحیشان آنان را با نام شیطان پرست میشناسند.
يزيديها تاريخ مذهب خود را به چهارهزار سال پيش می رسانند اما به گفته پژوهشگران، آئين يزيدی در قرن چهاردهم ميلادی در جنوب جلگه بين النهرين پديد آمده است.
عقايد يزيدی تلفيقی از مذاهب گوناگون است که در اين منطقه رواج داشته اند.
برای نمونه، آنها مانند زرتشتيان به آئين دوگرايی (ثنويت)، مانند کليميان به قربانی و نذورات، مانند مسيحيان به غسل تعميد و مراسم عشای ربانی و مانند مسلمانان به سنت ختنه معتقدند.
كوليها Roma People or Gypsies
کولی ها( Roma People or Gypsies or Romany(Romani) Gypsies)
كوليهادر سراسر جهان به عنوان قومي كوچرو با ساختاري ويژه هستند. شيوهي زندگی و كار آنان در همهي نقاط جهان عموماً رقاصي، بازيگري، آوازخواني، گاوبازي، فالگيري ، رمالي،آهنگری وخراطی است. آنان در بسياري از نقاط آسيا و اروپا پراكندهاند .
![]() |
مادر و دختری از کولیهای انگلیس
در مورد خاستگاه و منشأ كوليها بيشتر محققان بر هنديالاصل بودن آنان تأكيد دارند. دستور زبان و واژگان زبان كوليها نیز به زبان سانسكريت و زبانهاي زندهاي نظير كشميري، هندي، گجراتي، مراتي و نپالي شباهت دارد.زبان کولیها «رومانو» «لوترا»،«لوتر»و«لقوه»است كه شاخههای خاصی چون مرغی، زرگری،مطربی، سینی و ... از آن جدا شده است. تهمانده زبان لوترا در ایران در منطقه گلستان و خراسان و كاشان و كرمان بازمانده در میان كولیهاست و جزو زبانهای پنهان ایرانی قرار دارد.رامشگران تهران نیز لوتر ویژه ای دارند. در مشهد هم لوترهای زرگری، مرغی و لامی به کار برده می شود.در روستای زرگر قزوین -شهر قوچان-روستای باقر آباد ترک آبیک و روستای قشلاق زرگرها شهریارهم زبان زرگری یا رومانومتداول است.
لوتر سلیری یکی از زبانهای کولیان ایران است که در میان کولیهای ساکن شمال شرق ایران که خود را گیلک و زبانشان را گیلکی می نامند متداول بوده و هست. در بیش از 28 آبادی از بلوکهای قزقونچای، مزه رود و فیروزکوه واقع در استان مازندران به لوتر سلیری سخن گفته می شود و مردها بیشتر از زنها و بچه ها به این لوتر مسلط هستند.
صارلی ها(Sarlis)
صارلی نام فرقه و قبیله ای است در بین النهرین شمالی در جنوب موصل عراق . زبان آنها مخلوطی از تورکی، کوردی و فارسی است وکتاب مذهبی آنها به زبان فارسی است. صارلیها موحد وبه بهشت و دوزخ قائلند، نماز نمیخوانند و روزه نمیگیرند.مقداری از بهشت را با دسترنج خود از رئیسشان میخرند، ورسید آنرا با مرده دفن میکنند، تا وی آنرا به نگهبان بهشت ارائه دهد، و سهم خود را دریافت دارد. آثار بسیار از دین قدیم ایران و معتقدات طوایف غلاه در آئین آنها دیده می شود . طایفه صارلی خود را از نسل عشیره کاکه می دانند که از کرکوک به آنجا مهاجرت کرده اند . و این جماعت کاکه دارای آئینی مرموزند و با علی اللهی ها مناسبت تام دارند. در مذهب علی اللهی طبقه روحانی درجه اول ساداتند و پس از آنها طبقه کاکی است که متصدی اعمال مذهبی می شوند. صارلی ها مثل علی اللهی ها از چیدن موی شارب احتراز دارند.
گویند وجه تسمیه این طایفه به صارلی آنست که روحانیون آنها بهشت را به افراد طایفه می فروختند و چون کسی به این طریق مستحق بهشت می شد می گفت : صارت لی الجنه. یعنی بهشت از آن من گردید.
منابع:
دایرة المعارف فارسی غلامحسین مصاحب
لغت نامه دهخدا
اهل هوا و مراسم زار Ahle Hava and Zar Ritual
گروهی از مردم آفریقایی تبار جنوب ایران را که در استانهای خوزستان،بوشهر(بوشهر،بندرلنگه)،هرمزگان(بندرعباس ، قشم ،میناب،جزیره هرمز) و سیستان و بلوچستان زنگی میکنند،اهل هوا یا اهل آل هوا یا اهل زار می نامند.آنها باد را پرستش می کنند، اما هیچ نوع آگاهی در مورد منشا بادها و دلیل اهمیت آن در زندگی شان ندارند. بسیاری از آنها اعتقاد به باد را به سنت های دیرین نسبت می دهند.تنها بعضی از بزرگان اهل هوا بر این اعتقادند که خاستگاه بادها از سرزمینی بسیار دور است. این باد به خلیج می رسد و شخصی را انتخاب می کند و او را بیمار می کند.

بنابراین اهل هوا يا زيران (جمع زار) كساني هستند كه گرفتار يكي از بادها مي شوند. بادها قواي مرموز و جادويي را گويند كه همه جا هستند و بر نوع بشر مسلط اند و هيچ كس را قدرت مقابله آنها نيست و آدميزاد در مقابل آنها راهي جز قرباني دادن و تسليم ندارد.
بادها همچون آدميان مهربان يا بي رحم، كور يا بينا، كافر يا مسلمان هستند. وقتي باد سراغ كسي رفت و او را مركب خود كرد دير يا زود، مريض و هوايي اش مي كند. براي رهايي از درد و رنج باد بايد نزد بابا يا ماماي آن باد رفت. آنها براي پايين آوردن و زير كردن باد، مجالس و مراسم خاصي ترتيب مي دهند كه به آ ن «عزيمه» مي گويند و طي همين مراسم است كه بابا يا ماما، باد را از تن بيمار بيرون مي كند. در مجلس «عزيمه» سفره اي انداخته مي شود كه در آن مقداري خون نيز مهيا مي كنند تا در صورت لزوم آشاميده شود. اينها چيزهايي است كه باد، دوست دارد و به وسيله همين هاست كه باد صاف و بينا مي شود و شخص مبتلا در جرگه اهل هوا درمي آيد. نكته هاي زير در مورد بادها وجود دارد:
مندایی ها (Mandaeans)
![]()
صابئین مندایی یا ماندائی(صبی ها) پیروان یحیی پیامبر هستند که در بعضی سنتهای اسلامی آنان را به اشتباه ستارهپرست دانستهاند . قسمت اعظم آنان، اكنون در جنوب ايران در خوزستان بیشتر در شهرهای أهواز ، خرمشهر ( محمره ) ،آبادان، هویزه ، شادگان ،سوسنگرد ،بستان ،ماهشهر ،مهدیه و سربندر سکونت دارند و در این شهرها محله هایی مخصوص به خود دارند غالبا به هنر زرگری وساختن زیورآلات اشتغال دارند،در شیراز نیز سکونت دارند.عده ای نیز در تهران و کرج ساکن هستند و درعراق(بیشتر در شهرهای بغداد، بصره، عماره، موصل، رمادي ) ، زندگي ميكنند.گفتنی است مندایی ها با جمعیتی قریب به 70 هزار درعراق و 25 هزار نفر در ایران، زندگی می کنند. تعداد قابل توجهی از مندایی ها نیز در برخی دیگر از کشورهای خاورمیانه مانند سوریه و اردن و همچنین در استرالیا و آمریکای شمالی ساکن هستند.